بازگشت به دوره
۵۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال

۵ دقیقه

آموزش متنی

۵۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال

نمایش

اگر به‌تازگی یادگیری زبان انگلیسی را شروع کرده‌اید، احتمالاً با فهرست‌های طولانی لغات روبه‌رو شده‌اید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید. یادگیری همه کلمات زبان انگلیسی از همان ابتدا نه ضروری است و نه عملی. بهتر است ابتدا واژه‌هایی را یاد بگیرید که در گفت‌وگوهای روزمره، پیام‌ها، فیلم‌ها، سفر و محیط کار بیشتر دیده و شنیده می‌شوند.

در این مقاله، ۵۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی را به‌صورت موضوعی و همراه با معنی فارسی می‌بینید. برای یادگیری بهتر، این کلمات را فقط حفظ نکنید؛ آن‌ها را در جمله به کار ببرید، تلفظشان را بشنوید و در فاصله‌های مشخص مرور کنید.

کلمه پرکاربرد انگلیسی چیست؟

کلمه پرکاربرد واژه‌ای است که در موقعیت‌های زیادی استفاده می‌شود؛ مانند go به معنی «رفتن»، good به معنی «خوب» و need به معنی «نیاز داشتن». دانستن چنین کلماتی به شما کمک می‌کند جمله‌های ساده را سریع‌تر بفهمید و بسازید.

بااین‌حال، تعداد زیاد واژه‌ها به‌تنهایی به معنی تسلط بر زبان نیست. مهم است که بتوانید کلمه را در جمله تشخیص دهید و در موقعیت مناسب به کار ببرید.

پیش‌نیازهای یادگیری لغات انگلیسی

برای شروع به دانش پیچیده‌ای نیاز ندارید. این موارد کافی هستند:

  • آشنایی اولیه با حروف انگلیسی
  • توانایی خواندن کلمات کوتاه
  • یک دفتر یا نرم‌افزار یادداشت لغات
  • دیکشنری دارای تلفظ صوتی
  • روزانه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه زمان ثابت
  • آمادگی برای مرور منظم

در فهرست زیر، تلفظ تقریبی فارسی درج نشده است؛ زیرا تلفظ فارسی همیشه دقیق نیست. برای تلفظ صحیح، از دیکشنری صوتی استفاده کنید.


۵۰۰ کلمه پرکاربرد انگلیسی

۱. ضمایر و کلمات پایه

ردیف کلمه معنی
1 I من
2 you تو، شما
3 he او، مذکر
4 she او، مؤنث
5 it آن
6 we ما
7 they آن‌ها
8 me من را، به من
9 him او را، به او
10 her او را، به او
11 us ما را، به ما
12 them آن‌ها را، به آن‌ها
13 my مال من
14 your مال تو، شما
15 his مال او، مذکر
16 its مال آن
17 our مال ما
18 their مال آن‌ها
19 this این
20 that آن
21 these این‌ها
22 those آن‌ها
23 who چه کسی
24 what چه، چه چیزی
25 where کجا
26 when چه زمانی
27 why چرا
28 how چگونه
29 yes بله
30 no نه
31 not نه، نیست
32 all همه
33 some مقداری، برخی
34 any هیچ، هر
35 many زیاد، بسیاری
36 much زیاد
37 more بیشتر
38 less کمتر
39 each هرکدام
40 every هر

۲. افعال پرکاربرد

ردیف کلمه معنی
41 be بودن
42 have داشتن
43 do انجام دادن
44 say گفتن
45 go رفتن
46 can توانستن
47 will خواستن، خواهد
48 would مایل بودن، می‌خواست
49 make ساختن، انجام دادن
50 know دانستن
51 think فکر کردن
52 take گرفتن، بردن
53 see دیدن
54 come آمدن
55 want خواستن
56 look نگاه کردن
57 use استفاده کردن
58 find پیدا کردن
59 give دادن
60 tell گفتن، تعریف کردن
61 ask پرسیدن
62 work کار کردن
63 seem به نظر رسیدن
64 feel احساس کردن
65 try تلاش کردن
66 leave ترک کردن
67 call تماس گرفتن، نامیدن
68 need نیاز داشتن
69 become شدن
70 keep نگه داشتن
71 let اجازه دادن
72 begin شروع کردن
73 help کمک کردن
74 talk صحبت کردن
75 turn چرخیدن، تبدیل شدن
76 start شروع کردن
77 show نشان دادن
78 hear شنیدن
79 play بازی کردن
80 run دویدن، اجرا کردن
81 move حرکت کردن
82 like دوست داشتن
83 live زندگی کردن
84 believe باور کردن
85 hold نگه داشتن
86 bring آوردن
87 happen اتفاق افتادن
88 write نوشتن
89 provide فراهم کردن
90 sit نشستن
91 stand ایستادن
92 lose از دست دادن
93 pay پرداخت کردن
94 meet ملاقات کردن
95 include شامل شدن
96 continue ادامه دادن
97 set تنظیم کردن، قرار دادن
98 learn یاد گرفتن
99 change تغییر دادن
100 lead هدایت کردن

۳. افعال روزمره و حرکتی

ردیف کلمه معنی
101 understand فهمیدن
102 watch تماشا کردن
103 follow دنبال کردن
104 stop متوقف شدن
105 create ایجاد کردن
106 speak صحبت کردن
107 read خواندن
108 allow اجازه دادن
109 add اضافه کردن
110 spend صرف کردن
111 grow رشد کردن
112 open باز کردن
113 walk راه رفتن
114 win برنده شدن
115 offer پیشنهاد دادن
116 remember به یاد آوردن
117 love دوست داشتن
118 consider در نظر گرفتن
119 appear ظاهر شدن
120 buy خریدن
121 wait صبر کردن
122 serve خدمت کردن
123 die مردن
124 send فرستادن
125 expect انتظار داشتن
126 build ساختن
127 stay ماندن
128 fall افتادن
129 cut بریدن
130 reach رسیدن
131 kill کشتن
132 remain باقی ماندن
133 suggest پیشنهاد دادن
134 raise بالا بردن
135 pass عبور کردن، قبول شدن
136 sell فروختن
137 require نیاز داشتن
138 report گزارش دادن
139 decide تصمیم گرفتن
140 pull کشیدن
141 return برگشتن
142 explain توضیح دادن
143 hope امیدوار بودن
144 develop توسعه دادن
145 carry حمل کردن
146 break شکستن
147 receive دریافت کردن
148 agree موافق بودن
149 support حمایت کردن
150 hit ضربه زدن

۴. افراد، خانواده و روابط

ردیف کلمه معنی
151 person شخص
152 people مردم
153 man مرد
154 woman زن
155 child کودک
156 boy پسر
157 girl دختر
158 baby نوزاد
159 family خانواده
160 mother مادر
161 father پدر
162 parent والد
163 son پسر
164 daughter دختر
165 brother برادر
166 sister خواهر
167 husband شوهر
168 wife همسر
169 friend دوست
170 neighbor همسایه
171 student دانش‌آموز، دانشجو
172 teacher معلم
173 doctor پزشک
174 worker کارگر، کارمند
175 customer مشتری
176 guest مهمان
177 partner شریک، همکار
178 leader رهبر
179 member عضو
180 group گروه
181 team تیم
182 boss رئیس
183 colleague همکار
184 owner مالک
185 driver راننده
186 police پلیس
187 visitor بازدیدکننده
188 stranger غریبه
189 name نام
190 age سن
191 life زندگی
192 relationship رابطه
193 community جامعه محلی
194 member عضو
195 body بدن
196 face صورت
197 hand دست
198 head سر
199 eye چشم
200 voice صدا

۵. خانه و وسایل

ردیف کلمه معنی
201 home خانه
202 house خانه، ساختمان
203 room اتاق
204 door در
205 window پنجره
206 wall دیوار
207 floor کف، طبقه
208 roof سقف
209 kitchen آشپزخانه
210 bathroom حمام، سرویس بهداشتی
211 bedroom اتاق خواب
212 table میز
213 chair صندلی
214 bed تخت
215 sofa مبل
216 desk میز تحریر
217 lamp چراغ
218 light چراغ، نور
219 key کلید
220 phone تلفن
221 computer رایانه
222 screen صفحه‌نمایش
223 book کتاب
224 paper کاغذ
225 pen خودکار
226 bag کیف
227 box جعبه
228 bottle بطری
229 cup فنجان
230 glass لیوان، شیشه
231 plate بشقاب
232 spoon قاشق
233 fork چنگال
234 knife چاقو
235 clock ساعت
236 picture تصویر
237 photo عکس
238 clothes لباس
239 shirt پیراهن
240 shoe کفش
241 coat کت، پالتو
242 hat کلاه
243 watch ساعت مچی
244 ring انگشتر
245 thing چیز
246 object شیء
247 machine دستگاه
248 tool ابزار
249 bed تخت
250 garden باغچه

۶. غذا و نوشیدنی

ردیف کلمه معنی
251 food غذا
252 drink نوشیدنی
253 water آب
254 tea چای
255 coffee قهوه
256 milk شیر
257 juice آبمیوه
258 bread نان
259 rice برنج
260 meat گوشت
261 chicken مرغ
262 fish ماهی
263 egg تخم‌مرغ
264 cheese پنیر
265 soup سوپ
266 salad سالاد
267 fruit میوه
268 apple سیب
269 banana موز
270 orange پرتقال
271 vegetable سبزیجات
272 potato سیب‌زمینی
273 tomato گوجه‌فرنگی
274 onion پیاز
275 sugar شکر
276 salt نمک
277 breakfast صبحانه
278 lunch ناهار
279 dinner شام
280 meal وعده غذایی
281 restaurant رستوران
282 menu منو
283 order سفارش
284 bill صورت‌حساب
285 price قیمت
286 hungry گرسنه
287 thirsty تشنه
288 delicious خوشمزه
289 sweet شیرین
290 hot داغ
291 cold سرد
292 fresh تازه
293 cook آشپزی کردن
294 eat خوردن
295 drink نوشیدن
296 taste مزه، چشیدن
297 kitchen آشپزخانه
298 market بازار
299 shop فروشگاه
300 bottle بطری

۷. زمان و برنامه روزانه

ردیف کلمه معنی
301 time زمان
302 day روز
303 week هفته
304 month ماه
305 year سال
306 today امروز
307 tomorrow فردا
308 yesterday دیروز
309 morning صبح
310 afternoon بعدازظهر
311 evening عصر
312 night شب
313 hour ساعت
314 minute دقیقه
315 second ثانیه
316 Monday دوشنبه
317 Tuesday سه‌شنبه
318 Wednesday چهارشنبه
319 Thursday پنج‌شنبه
320 Friday جمعه
321 Saturday شنبه
322 Sunday یکشنبه
323 early زود
324 late دیر
325 now اکنون
326 soon به‌زودی
327 always همیشه
328 usually معمولاً
329 often اغلب
330 sometimes گاهی
331 never هرگز
332 again دوباره
333 first اول
334 last آخرین
335 next بعدی
336 before قبل
337 after بعد
338 morning صبح
339 holiday تعطیلات
340 birthday تولد
341 plan برنامه
342 schedule برنامه زمانی
343 moment لحظه
344 minute دقیقه
345 today امروز
346 daily روزانه
347 weekly هفتگی
348 monthly ماهانه
349 free آزاد
350 busy مشغول

۸. مکان‌ها و حمل‌ونقل

ردیف کلمه معنی
351 place مکان
352 city شهر
353 country کشور
354 street خیابان
355 road جاده
356 school مدرسه
357 university دانشگاه
358 office اداره، دفتر
359 hospital بیمارستان
360 bank بانک
361 hotel هتل
362 airport فرودگاه
363 station ایستگاه
364 store فروشگاه
365 park پارک
366 beach ساحل
367 center مرکز
368 building ساختمان
369 bus اتوبوس
370 train قطار
371 car خودرو
372 taxi تاکسی
373 bicycle دوچرخه
374 plane هواپیما
375 boat قایق
376 ticket بلیت
377 trip سفر
378 travel سفر کردن
379 map نقشه
380 direction جهت
381 left چپ
382 right راست
383 near نزدیک
384 far دور
385 inside داخل
386 outside بیرون
387 here اینجا
388 there آنجا
389 arrive رسیدن
390 depart حرکت کردن
391 drive رانندگی کردن
392 ride سوار شدن
393 walk پیاده رفتن
394 cross عبور کردن
395 turn پیچیدن
396 stop توقف
397 entrance ورودی
398 exit خروجی
399 address نشانی
400 distance فاصله

۹. صفت‌های پرکاربرد

ردیف کلمه معنی
401 good خوب
402 bad بد
403 big بزرگ
404 small کوچک
405 long طولانی
406 short کوتاه
407 high بلند، زیاد
408 low پایین، کم
409 old قدیمی، پیر
410 young جوان
411 new جدید
412 important مهم
413 easy آسان
414 difficult دشوار
415 right درست
416 wrong نادرست
417 different متفاوت
418 same یکسان
419 possible ممکن
420 impossible غیرممکن
421 ready آماده
422 sure مطمئن
423 true درست، واقعی
424 false نادرست
425 full پر
426 empty خالی
427 clean تمیز
428 dirty کثیف
429 strong قوی
430 weak ضعیف
431 fast سریع
432 slow آهسته
433 beautiful زیبا
434 nice خوب، دلپذیر
435 kind مهربان
436 happy خوشحال
437 sad ناراحت
438 safe امن
439 dangerous خطرناک
440 useful مفید
441 special خاص
442 simple ساده
443 common رایج
444 different متفاوت
445 available در دسترس
446 free رایگان، آزاد
447 expensive گران
448 cheap ارزان
449 rich ثروتمند
450 poor فقیر

۱۰. احساسات، کار، تحصیل و واژه‌های عمومی

ردیف کلمه معنی
451 feeling احساس
452 happy خوشحال
453 sad غمگین
454 angry عصبانی
455 afraid ترسیده
456 tired خسته
457 sick بیمار
458 well خوب، سالم
459 worried نگران
460 excited هیجان‌زده
461 interested علاقه‌مند
462 bored خسته و بی‌حوصله
463 job شغل
464 work کار
465 business کسب‌وکار
466 company شرکت
467 money پول
468 problem مشکل
469 question سؤال
470 answer پاسخ
471 idea ایده
472 reason دلیل
473 example مثال
474 information اطلاعات
475 language زبان
476 word کلمه
477 sentence جمله
478 lesson درس
479 class کلاس
480 test آزمون
481 book کتاب
482 story داستان
483 news اخبار
484 message پیام
485 email ایمیل
486 internet اینترنت
487 world جهان
488 country کشور
489 number عدد
490 part بخش
491 side طرف، سمت
492 way راه، روش
493 place مکان
494 thing چیز
495 fact واقعیت
496 result نتیجه
497 chance فرصت، احتمال
498 question پرسش
499 answer پاسخ
500 goal هدف

نکته: برخی کلمات مانند watch، work، book، light و right بیش از یک معنی یا نقش دستوری دارند. این موضوع طبیعی است و باید معنی هر کلمه را با توجه به جمله تشخیص دهید.


چند مثال ساده با کلمات فهرست

برای تبدیل واژه‌های غیرفعال به واژه‌های قابل‌استفاده، با هر کلمه جمله کوتاه بسازید:

کلمه جمله انگلیسی ترجمه
need I need water. من آب نیاز دارم.
help Can you help me? می‌توانی به من کمک کنی؟
family My family lives here. خانواده من اینجا زندگی می‌کنند.
work I work in an office. من در یک اداره کار می‌کنم.
happy She is happy today. او امروز خوشحال است.
buy I want to buy a book. می‌خواهم یک کتاب بخرم.
go We go to school. ما به مدرسه می‌رویم.
question I have a question. من یک سؤال دارم.
important This lesson is important. این درس مهم است.
goal My goal is to speak English. هدف من صحبت کردن به انگلیسی است.

چگونه این ۵۰۰ کلمه را یاد بگیریم؟

برنامه پیشنهادی ۳۰روزه

۵۰۰ کلمه را در یک روز مطالعه نکنید. یک برنامه واقع‌بینانه می‌تواند چنین باشد:

  • روزانه ۱۵ تا ۲۰ کلمه جدید
  • ۵ دقیقه مرور کلمات قبلی
  • ۱۰ دقیقه یادگیری کلمات جدید
  • ۱۰ دقیقه جمله‌سازی
  • ۵ دقیقه گوش دادن به تلفظ
  • یک روز در هفته برای مرور کامل

اگر ۲۰ کلمه در روز مطالعه کنید، یادگیری اولیه فهرست تقریباً ۲۵ روز زمان می‌برد. سپس چند روز را به مرور، آزمون و جمله‌سازی اختصاص دهید.

روش مرور فاصله‌دار

مرور فاصله‌دار یعنی یک کلمه را در فاصله‌های زمانی مختلف دوباره ببینید:

  1. چند دقیقه پس از یادگیری
  2. روز بعد
  3. سه روز بعد
  4. یک هفته بعد
  5. دو هفته بعد
  6. یک ماه بعد

اگر کلمه‌ای را فراموش کردید، آن را به مرحله اول مرور برگردانید. فراموش کردن بخشی طبیعی از یادگیری است، نه نشانه ناتوانی.

یادگیری فعال

برای هر کلمه دست‌کم یکی از این تمرین‌ها را انجام دهید:

  • یک جمله درباره زندگی خود بنویسید.
  • کلمه را با صدای بلند تلفظ کنید.
  • تصویر یا موقعیتی برای آن تصور کنید.
  • آن را با یک کلمه هم‌نشین یاد بگیرید؛ مانند make a plan.
  • از خودتان سؤال بپرسید و پاسخ دهید.
  • در یک متن یا ویدئو به دنبال آن بگردید.

اشتباهات رایج در یادگیری لغات

حفظ کردن فقط معنی فارسی

دانستن این‌که run یعنی «دویدن» کافی نیست. این کلمه در برخی جمله‌ها می‌تواند به معنی «اجرا کردن» یا «اداره کردن» نیز باشد. همیشه به مثال و موقعیت توجه کنید.

یادگیری تعداد زیاد کلمه در یک روز

تعداد بالا ممکن است حس پیشرفت ایجاد کند، اما اگر کلمات مرور نشوند، بخش زیادی از آن‌ها فراموش می‌شوند. حجم مطالعه باید با زمان، سطح و توان مرور شما هماهنگ باشد.

بی‌توجهی به تلفظ

اگر کلمه‌ای را فقط از روی نوشته یاد بگیرید، ممکن است هنگام شنیدن آن را تشخیص ندهید. برای هر واژه به تلفظ صوتی گوش کنید و سپس آن را تکرار کنید.

استفاده نکردن از کلمات

کلمه‌ای که در جمله استفاده نشود، معمولاً فقط در حافظه تشخیصی باقی می‌ماند؛ یعنی هنگام دیدن آن را می‌شناسید، اما در مکالمه به یاد نمی‌آورید.

جابه‌جایی مداوم منابع

یک فهرست یا کتاب مناسب انتخاب کنید و برای چند هفته به همان پایبند بمانید. تغییر مداوم منابع باعث تکرار بی‌نظم و سردرگمی می‌شود.